X
تبلیغات
رایتل

مسافر شب مهتاب

وقتی که پشت سر علمداری نبودن ...

از مادربزرگم شنیده بودم که سال هایی بوده که حتی نون خالی هم توی روستا پیدا نمیشد که بخوریم، غارتگرهایی مثل حسین کاشی، به روستا حمله می کردن و مردم توی قلعه پنهان می شدن، کسی هم نبود که ازشون دفاع کنه غیر از خودشون. دیشب با دوستم برای تماشای فیلم "یتیم خانه ایران" ساخته "ابوالقاسم طالبی" به سینما رفتم و قطعه ای حذف شده از تاریخ رو دیدم...



فیلم همون بود که قدیمی های روستا برام تعریف کرده بودن اما این بار تهران و رشت. اگر "در چشم باد" رو دیده باشید، توی قسمتی از سریال، به قحطی اشاره می کنه وقتی قوای انگلیس ایران رو اشغال می کنن و "حسنی حسینی قشنگه" و نوچه هاش، به خاطر نون تولید شده از کاه شکایت می کنن...

«یتیم‌خانه ایران» داستان سالارخان (علیرام نورایی)، یکی از یاران میرزا کوچک خان جنگلی هستش که به دست انگلیسی ها اسیر میشه اما می تونه فرار کنه اما روی چشم ستوان انگلیسی یادگاری میزاره. سالارخان، بعد از فوت پدرش، مسئول اداره یتیم خونه ای میشه. در این زمان قحطی در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ میده و میلیون ها ایرانی بر اثر وبا و قطحی میمیرن.


یه قسمت از فیلم برام جالب بودش: توی صحنه ای یه خبرنگار ایرانی وضع ایران رو با انگلستان مقایسه می کنه و از خبرنگاری انگلیسی می پرسه چرا ما اینطور هستیم؟خبرنگار انگلیسی میگه شما لیاقت ندارید! توی صد سال اخیر پشت تمام لیدرهاتون رو خالی کردید اما ما پشت سر لیدرمون هستیم.

در قسمت دیگری از فیلم زنی به سفیر انگلیس میگه اگر ما علمدار داشتیم، انگلیس نمی تونست ما رو خفت کنه. 


شاهکارموسیقی فیلم هم، صدای "پرواز همای" بود، ببینید:





پ.ن.1: میرزا کوچک خان جنگلی، از قومی بود که بی غیرتی مسخره میشن، اما نگاه کنید وقتی قحطی میشه میرزا به هفتصد نفر غذا میده. اما در سراسر ایران، عده ای غذای مردم رو احتکار می کنن، عده ای چشمشون رو روی اشغالگرهای انگلیسی میبندن و ازشون تعریف می کنن، شاه برای تفریح به فرنگ میره و عده ای یاغی میشن و به روستاها حمله می کنن. حالا، بی غیرت کی بوده؟


پ.ن.2: یکی از معدود فیلم هایی بود که هم بغضم گرفت، هم حالم بد شد، هم خندیدم ... سالن سینما هم برخلاف تبلیغات، توی سرمای زیر صفر تهران، پر بودش.


پ.ن.3: پنجم آذر سالروز تشکیل بسیج، گرامی باد.


پ.ن.4: اللهم عجل لولیک الفرج


نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلامی به شیرینی دلتون، روزتون پر از رنگهاى قشنگ، پر از خبرهاى خوب، سرشار از انرژى مثبت و یه عالمه لبخند خیلی خیلی افتخار میدید پیش من هم بیاین
9651
جمعه 5 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 21:03
امتیاز: 0 0
قحطی بنظر من وحشتناک ترین چیزه !!!


مادرم تعریف میکرد که نان خانه مادربزرگش همیشه بوی نم و ماندگی میداد

میگفت مادربزرگش زمان قحطی را دیده بود و همیشه از ترس قحطی شدن

دوباره گندم را توی چاه ذخیره نگه میداشت . . .

مگیفت قحطی باعث شده بود مردم مرده خوار بشن :( تا کسی میفهمیدن

خانه کسی خوردنی چیزی هست همه حمله میکردن آنجا :(

واقعا وحشتناکه ، خیلیییی وحشتناک
یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 19:35
امتیاز: 1 0
چه گزارش قشنگی:)
پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 22:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
نوشته: سحر از [ ایران ]
به جرعت میتونم بگم بین اییین همه فیلم هایی که دیدم یکی تبریز در مه و این فیلم جزو بهترررررررررررین ها هستن
ارزش هزارباردیدنو واقعا داره خیلی قشنگ تاریخو به تصویر کشیدن یه فضای وهم انگیزخاصی داره خصوصا هنگام شیوع وبا وطاعون وقحطی
نوی شهرستان ما پشت امام زاده یه گوردسته جمعیه برای زمانیه که وباشیوع شده بود.فکرکنین 40 نفر ادم زنده رو زنده به گور کنن
واقعا خسته نباشین اقای طالبی
دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 10:39
امتیاز: 1 0