X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
شش سال پیش - روزنوشت های مسافر شب مهتاب
به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
 
دسته‌ها
بازدیدکنندگان : 274345
 
 
نویسنده : مهدی
تاریخ : یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1396
چاپ مطلب

یادش به خیر، سال 90 آخرای کارشناسی  بودم که دو شهید گمنام رو توی دانشگاه فردوسی دفن کردن ... 

سخنرانی امام جمعه مشهد که یه خردش برمی گشت به عزل وزیر اطلاعات و نامه رهبری، مارش نظامی و حمل تابوتها توسط سربازها و بعد تحویلش به دانشجوها و مردمی که اومده بودن تشییع، پیاده روی تا محل مسجد، گریه کسایی که باورم نمیشد ...

حالا یکی شون شناسایی شده و رخ نشون داده ...

دلم می خواست مشهد بودم و سه شنبه می رفتم مزار شهید گمنام دانشگاه فردوسی و مزار سردار شهید رفیعی.



اللهم عجل لولیک الفرج

(0 لایک)
نظرات (4)
یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 22:01
من از مارش نظامی خیلی خوشم میاد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره زیباست
یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 22:04
شناسایی شده
خودمو گذاشتم جاتون واقعا دلم گرفت که نباشم.
پاسخ:
یادش به خیر، حیف که نیستم
دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 23:07
سلام ممنون از تذکرتون، هر از چندگاهی دلم میخواد یه چیزایی ثبت کنم که معمولا بعدش از عذاب
وجدان خفه میشم با اختلاف زمانی حذف میکنم. بازم ممنون از تذکرتون
امتیاز: 0 0
شنبه 24 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 02:08
همیشه وقتی میرم کوهسنگی سعی میکتم تا اون بالای بالاش برم . وقتی قبر اون چندتا شهید گمنامو میبینم دلم یجوری میشه یه آرامش همراه با ناراحتی ...
امیدوارم در آینده قسمت بشهو شهدای گمنام دانشگاه فردوسی رو هم بتونم زیارت کنم :)

+ وامیدوارم خودِآقا بطلبتونه و بیایدشهرمون :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ان شا الله
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
 
مهدی هستم دیگه!
تیر 1397
شیدسچپج
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31