X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
به جای همه چیز... - روزنوشت های مسافر شب مهتاب
به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
 
دسته‌ها
بازدیدکنندگان : 274347
 
 
نویسنده : مهدی
تاریخ : جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1395
چاپ مطلب

می خواستم از کتاب هایی که توی همین مدت دو نوشته اخیرم خوندم بنویسم، می خواستم از سیل سیستان و بلوچستان بنویسم، می خواستم از فردوسی پور و تعطیلی ثریا بنویسم اما ... اما دیروز به همراه دوستانم رفتم خانه پدر و مادر دوستی که این روزها داغدار برادر شهید آتش نشانش بود.


پیرمرد که گاهی گریه می کرد با وقار به ما گفت خدا رو شکر که خدا پیکرش رو سالم به ما برگردوند.



به جای همه چیزهایی که می خواستم بنویسم، نمی دونم چی بنویسم...


اللهم عجل لولیک الفرج


برچسب‌ها: آتش نشان، پلاسکو، شهید
(0 لایک)
نظرات (4)
جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 13:06
سلام مهدی عزیز سعادت و خوشبختی رو براتون آرزومندم...خوشحال میشم به منم سر بزنین نیومدی هم اشکال نداره بازم ممنون موفق باشی
امتیاز: 0 0
جمعه 8 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 16:42
. . . .همه چیز گفته شد
پنج‌شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 20:09
حادثه پلاسکو خیلی تلخ بود
ازون تلخیایی که هضم نمیشه
هست همیشه اذیت میکنه
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 11:23
سلام، اگه اینستاگرام دارید برید پیج: zendegi_daneshjooyi
از دانشگاه فردوسی زیاد عکس میذارن دانشجوها، گفتم شاید براتون تجدید خاطره بشه
پاسخ:
ممنون لطف کردید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
 
مهدی هستم دیگه!
تیر 1397
شیدسچپج
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31