روزنوشت های مسافر شب مهتاب

روزنوشت های مسافر شب مهتاب

به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
روزنوشت های مسافر شب مهتاب

روزنوشت های مسافر شب مهتاب

به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!

قبل سفر: خداحافظی و قطعی اس ام اس و ... -۱

نوبت خداحافظی رسید.......  

 

شنبه ی دو هفته پیش بود حدودا ساعت ۱۶ ..... اس ام اسا هم که تو تهران قطع بودش .... مجبور شدم به اولین نفر زنگ بزنم....نشستم پشت کامپیوتر و خیابان خواب های علیرضا عصار رو گذاشتم (الانم دارم میگوشمش) 

 اولی که مهندس کامپیوتر بود؛ رفته بود بیرون و من هم مصر برای زنگ زدن بهش ...  

اینقدر زنگ زدم که رکورد تک زدنم به یه نفر رو رد کرد (میگن ۵۰ تا تو نیم ساعت).... 

بلاخره گوشی رو برداشت ... اول با شنیدن صدای آهنگ کپ کرد گفت: کجایی؟ منم واسش گوشی رو بردم بلندگو تا صداشو بشنوه.....    

  

 در صفوف ایستاده بر نماز ابن ملجم ها فروانند باز 

 

گفت رفته بوده بیرون و...  

خداحافظی و حلالیت طلبی ..... و التماس دعا و.... 

 

بیست دقیقه بعدش.... نفر بعدی فیزیک میخوند..... اونم از صدای زیاد آهنگ کپ کرد؛ و گفت: کجایی؟ آهنگری هستی؟ 

 

 گیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوارها

  

اونم التماس دعا و حلالیت و .... آخرشم گفت: ایشالا بری آدمتر برگردی!!!! 

  

پ.ن: باز هم بحث عقیل و مرتضاس/ آهن تفتیده ی مولا کجاس؟  

پ.ن۲: قابل توجه ملت؛ این متن اصلا سیاسی نیس!  

پ.ن۳: انتخاب آهنگ ربطی به دوستان نداشت.... همین جوری گذاشتمش...

ادامه داره........  

(این متن تغییر میکنه و کاملتر میشه....)

نظرات 1 + ارسال نظر
مترسنج چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1397 ساعت 21:29

اهنگای این مدلی عصار همیشه تازه اند...
خیره انشاله التماس دعا ما هم حلالت میکنیم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد