توی اتوبوس، مسئول تور مسافرتی که باهاش اومده بودیم بعد معرفی خودش گفت:
اینجا به علت وجود مهاجرانی که از عراق و فلسطین داره، دزدی هایی صورت می گیره و ممکنه تا آخر هفته از کل کاروان تا 700 هزار تومن هم دزدی شه، پس مواظب وسایلتون باشید...
درگیری ها و شورش های سوریه، حداقل ربطی به دمشق و منطقه زینبیه نداره...
و این اینکه انتظار خاصی از هتل های سوریه نداشته باشید، این هتل ها زیر سطح هتل های مکه و مدینه و بالاتر از سطح هتل های عراق هستند....
دیگر این که آب منطقه غیر قابل شرب هست و باید آی رو از رستوران هتل دریافت کنیم....
ساعت دادن غذا هم محدود هستش و بعد از اون ساعت دیگه بهمون غذایی داده نمیشه....
در ضمن اتاق ها دو نفره هستش...
شب ساعت 11 (به وقت سوریه) از اتوبوس در منطقه زینبیه، کنار هتلی که قرار بود محل استقرارمون باشه؛ پیاده شدیم...
بلافاصله بعد پیاده شدن کلیدهای اتاق رو به ما تحویل دادن، با یکی از هم دانشگاهی هام هم اتاق شدم، که بهش می گفتیم سید...
اتاق ما، طبقه هفتم بود (یا خدا)
بعد گرفتن سهمیه آب که آب معدنی
فیجه بود، به سمت آسانسور رفتیم... به علت شلوغی مجبور شدیم کمی وایسیم که چشممون به تابلوی روی آسانسور افتاد که نوشته بود طرف مقابل هم آسانسور داره... به اون طرف رفتیم و چون جمعیت کمی اون ور بود سریعتر به طبقه هفتم رسیدیم...
وقتی در باز شد دیدیم، ای دل غافل باید یک سری پله دیگه رو هم بریم بالا چون طبقه هفتم (که آخرین طبقه ای بود که آسانسور می برد) رستوران و نمازخونه هتل بودش...
به اتاق رسیدیم و بعد قرار دادن وسایلمون ساعت 11 و نیم برای جلسه توجیحی به مسجد هتل در طبقه هفتم رفتیم...
جلسه درباره ساعات رفت و آمد در زینبیه برای خانم ها و آقایون بود، به همراه تاکید بر مواظبت از وسایل و مواظبت از خودمون....
ساعت حدودای 12 بود که جلسه تموم شد و برای خواب به اتاق رفتیم...
ادامه داره......