روزنوشت های مسافر شب مهتاب

روزنوشت های مسافر شب مهتاب

به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
روزنوشت های مسافر شب مهتاب

روزنوشت های مسافر شب مهتاب

به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!

روزای رفته...

چند وقت پیش با یه تلفن کوچیک به یکی از دوستام، دوستای دوران دبیرستان رو توی خوابگاه دانشگاه دور هم جمع کردیم. تعدادمون 7 تایی شدش. (در برابر جمعیت چند هزار نفری دانشگاه شاید هیچ بیاد) دو سه نفری هم غائب بودن چون یا ازدواج کرده بودن یا تو خوابگاه نبودن...

خاطره ها رو با هم مرور می کردیم ...

هر کس از چیزی تعریف کردش. از کلاس ریاضی، فیزیک، عربی و ... از گیر دادنای ناظم، امتحانا، رفقا و کسایی که کلی تغییر کردن! و این که 5 سال گذشته چه جوری و چقدر زود گذشتش...

و  حسرت می خوردیم از روزایی که قدرشونو ندونستیم...




حالا منتظرم تا این روزا هم تموم شه، تا دیگه پشت نیمکت و صندلی نشینم و به درسای استادا گوش ندم.

 



مطمئنم روزی می رسه که حسرت این روزا رو هم می خورم...



حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی !
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود !


"مرحوم قیصر امین پور"



پ.ن.1: نمی دونم چرا این عکسا رو از بین جست و جوی عکس Bing انتخاب کردم. مدرسه مون یکم شیک تر از عکس کلاس بالایی بودش!!! عکس دومی هم مال دانشکده علوم دانشگاه اراک هستش، دیدمش یاد یکی از کلاسای دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی افتادم!



پ.ن.2: داشتم متنی درباره سوریه و لبنان می نوشتم که اگه خدا خواست توی ادامه خاطرات سفرم به سوریه و لبنان میارمش...



پ.ن.3: آن جا که نام مهدی نیست، قرار نه فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج


نظرات 4 + ارسال نظر
تسنیم چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 19:09 http://www.taasnim.persianblog.ir

سلام
با افتخار به جمع دوستان تسنیم پیوستید. اگر تمایل داشتید من رو هم در جمعتون بپذیرید...

حسین پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:39 http://hr-memories.blogsky.com/

سلام دوست عزیز
اولین باری یود که به وب شما اومدم .
شما رو از لینک دوستان وب آتوسا پیدا کردم.
خوشحال میشم بهم سر بزنی و تبادل لینک کنیم....نوشته هامون هم تو مایه های همدیگه است.
سر بزنی....یا علی

مریم پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:40 http://www.joreyeeazeshgh.blogfa.com

ببندید و مبندید
ببینید ودل مبازید،بگذارید و بگذرید
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
همه رفتنی اند....

افسانه پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 20:19 http://gtale.blogsky.com

سلام برادر خوبم
کاش قدر روزهای گذشته را می دانستیم البته امروز راهم باید غنیمت شمرد که فردا امروز نیز گذشته است
وماگهان چقدر زود دیر می شود
بسیار زیبا بئذ

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد