| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
چند وقت پیش با یه تلفن کوچیک به یکی از دوستام، دوستای دوران دبیرستان رو توی خوابگاه دانشگاه دور هم جمع کردیم. تعدادمون 7 تایی شدش. (در برابر جمعیت چند هزار نفری دانشگاه شاید هیچ بیاد) دو سه نفری هم غائب بودن چون یا ازدواج کرده بودن یا تو خوابگاه نبودن...
خاطره ها رو با هم مرور می کردیم ...
هر کس از چیزی تعریف کردش. از کلاس ریاضی، فیزیک، عربی و ... از گیر دادنای ناظم، امتحانا، رفقا و کسایی که کلی تغییر کردن! و این که 5 سال گذشته چه جوری و چقدر زود گذشتش...
و حسرت می خوردیم از روزایی که قدرشونو ندونستیم...

حالا منتظرم تا این روزا هم تموم شه، تا دیگه پشت نیمکت و صندلی نشینم و به درسای استادا گوش ندم.
مطمئنم روزی می رسه که حسرت این روزا رو هم می خورم...
"مرحوم قیصر امین پور"
پ.ن.1: نمی دونم چرا این عکسا رو از بین جست و جوی عکس Bing انتخاب کردم. مدرسه مون یکم شیک تر از عکس کلاس بالایی بودش!!! عکس دومی هم مال دانشکده علوم دانشگاه اراک هستش، دیدمش یاد یکی از کلاسای دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی افتادم!
پ.ن.2: داشتم متنی درباره سوریه و لبنان می نوشتم که اگه خدا خواست توی ادامه خاطرات سفرم به سوریه و لبنان میارمش...
پ.ن.3: آن جا که نام مهدی نیست، قرار نه فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
با افتخار به جمع دوستان تسنیم پیوستید. اگر تمایل داشتید من رو هم در جمعتون بپذیرید...
سلام دوست عزیز
اولین باری یود که به وب شما اومدم .
شما رو از لینک دوستان وب آتوسا پیدا کردم.
خوشحال میشم بهم سر بزنی و تبادل لینک کنیم....نوشته هامون هم تو مایه های همدیگه است.
سر بزنی....یا علی
ببندید و مبندید
ببینید ودل مبازید،بگذارید و بگذرید
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
همه رفتنی اند....
سلام برادر خوبم
کاش قدر روزهای گذشته را می دانستیم البته امروز راهم باید غنیمت شمرد که فردا امروز نیز گذشته است
وماگهان چقدر زود دیر می شود
بسیار زیبا بئذ