X
تبلیغات
زولا
روزنوشت های مسافر شب مهتاب
به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
 
دسته‌ها
بازدیدکنندگان : 276949
 
 
نویسنده : مهدی
تاریخ : چهارشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
2 نظر



این فرزندت کجاست رو کی جواب میده میگه فرزندم کارمند دولت نیس. خب با حقوق کارمندی که خرج هیشکی نمیگذره معلومه هیچ کدومشون شغل دولتی نمی خوان و نمی رن.

نویسنده : مهدی
تاریخ : جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
3 نظر

عکس ها رو که نگاه می کنم، دلم آتیش می گیره ... عکس بچه هایی که عازم اردوی تابستونی بودن و جنگنده های عربستانی اون ها رو به خاک و خون کشیدن. 55 بچه توی حمله ای که آمریکا و عربستان مشروع می دونن، کشته شدن و 77 بچه هم زخمی شدن...


به این نسل کشی نمیگن، چی میگن؟ چه صبری داره خدا ...


پ.ن.1: سلام بر مهدی که انسانیت چشم به راه او دوخته و عدل فراگیر در انتظار قیام او نشسته (مفاتیح الجنان / زیارت حضرت حجت .عج.)

برچسب‌ها: اتوبوس، مدرسه، یمن، کودک
نویسنده : مهدی
تاریخ : جمعه 19 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
3 نظر

از گم شدن دکل نفتی بدتر گم شدن ۹ میلیارد دلاره ... به اضافه تقسیم ناعادلانه میلیاردها دلار که معلوم نیست شرکت ها باهاش چی خریدن!

حالا تحریم باعث گرونی شده یا عدم مدیریت؟

برچسب‌ها: دلار
نویسنده : مهدی
تاریخ : پنج‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
5 نظر

این که یه وبلاگ ده ساله بشه به نظرم بیشتر از نوشتن نویسنده، مربوط میشه به خدمات دهنده ش.

باید از بلاگ اسکای و آقایان توکلی و چنگیزی مدیران این سرویس دهنده تشکر کنم که بلاگ اسکای رو طوری ساختن که من ده ساله که این وبلاگ رو حفظ کردم و مث وبلاگای قبلیم جابجا نشدم و روزانه ها، خاطرات و فکرامو اینجا نوشتم....


پ.ن.۱:قبلترها وبلاگ مدیران بلاگ اسکای موجود بود اما حالا دیگه نمی نویسن مدیران...


پ.ن.۲: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد...



برچسب‌ها: وبلاگ، بلاگ اسکای
نویسنده : مهدی
تاریخ : پنج‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
0 نظر


نویسنده : مهدی
تاریخ : یکشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
2 نظر

این خبر خاص را دوباره و با دقت بیشتر بخوانیم:
«برادرزاده عراقچی که معاون ارزی بانک مرکزی بود به جرم اخلال در بازار ارز بازداشت شد» لینک خبر
برادر زاده مسئول ارشد تیم مذاکره هسته‌ای، معاونت ارزی بانک مرکزی
اخلال در بازار ارز  و چرا میخواستند اخلال درست کنند؟


برچسب‌ها: ارز، اخلال
 
نویسنده : مهدی
تاریخ : شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
3 نظر

دارم فکر می کنم که زندگی مث یه آهنگ هستش از فیلم خداحافظ لنین اثر یان تریسن به اسم first rendez vouz.

از اینجا بشنویدش


اگر خداحافظ لنین رو ندیدید و از ماجرای پسری که سعی کرد مادرش قبل از مرگش نفهمه که دیوار برلین تخریب شده بی خبرید، این فیلم رو از فیلیمو ببینید.


پ.ن.۱: این روزا کتابی می خونم به نام "گزینه ب" از شیل سندبرگ و آدام گرانت. درباره سر پا موندن بعد از مشکلاتی که پیش میاد. بعدا راجع بهش می نویسم.


پ.ن.۲: اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب‌ها: خداحافظ لنین، فیلم
نویسنده : مهدی
تاریخ : دوشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
2 نظر

اگر پرزیدنت آکتور سینما رو دیده باشید، می دونید که الان کجای کار هستیم. دوستی امروز بهم این مستند رو یادآوری کردش. امشب که برای بار دوم مستند رو دیدم، حس کردم هشدار قبلا داده شده بود اما کسی توجهی نکرد.

وزیر گفته شکر نکردید این طور شد. تکرار تاریخ مگه شکر داره؟

برچسب‌ها: مستند
نویسنده : مهدی
تاریخ : یکشنبه 31 تیر‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
2 نظر

سی تیر  خیابونی هس که بعضی اوقات ازش رد میشم و نمی دونستم واس چی اسم این خیابون رو گذاشتن سی تیر. تا این که چند روز پیش مستند "آقای نخست وزیر" رو دیدم.  اگر این مستند رو ندیدید، می تونید از سینما مارکت بخرید (اینجا)، از فیلیمو ببینید (اینجا)، از آیو ببینید (اینجا)


البته کتاب "جامعه شناسی نخبه کشی" اثر علی رضاقلی رو که درباره وضع اقتصاد و پیشرفت ایران از چند قرن قبل و سیاست مداران ایرانی همچون قائم مقام، امیرکبیر و مصدق هستش، همزمان با دیدن این مستند تموم کردم.

پ.ن.1:سی تیر سالروز شهادت خلبان عباس دوران هم هست که آبروی صدام رو در بغداد برد.

پ.ن.۲: دیروز ۱۱ نفر لب مرز برای حفظ ایت مملکت به دست پژاک شهید شدن که هشت نفرشون از اهل سنت بودن اما کسی ندیدشون.

پ.ن.۳: اللهم عجل لولیک الفرج

برچسب‌ها: مصدق، سی تیر
نویسنده : مهدی
تاریخ : جمعه 29 تیر‌ماه سال 1397
چاپ مطلب
2 نظر

چند وقت قبل کتاب شعری از فاضل نظری به دستم رسید به نام "اقلیت"، که 38 غزل جالب و زیبا در اون وجود داره


اقلیت، ابیات زیبایی داره:
نمی دانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است / که وحشی می کند چشمانش آهوی صحرا را...
این هم یه شعر دیگه از فاضل نظری:
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی‌ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته‌ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
برچسب‌ها: شعر، فاضل نظری
 

 
 
 
مهدی هستم دیگه!
مرداد 1397
شیدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31