مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1391 @ 3:46 PM

یه روز

ما امروز بیش از هر وقت دیگر به تحلیل خلاصه ای از زندگی فاطمه زهرا (س) احساس نیاز می کنیم تا آن را مقتدای خویش کنیم.

امام موسی صدر 




ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر و زن بر همه مبارک بادش مخصوصا مادرم و تموم مادرای ایران...


روز مادر - عکس از smsjoks.ir


پ.ن.1: این خانمه که تو نقاشیه قیافه ش شبیه یکی از بازیگراست!!!  (نقاشش نم دونم کیه!)


پ.ن.2: سومین قهرمانی سپاهان توی لیگ برتر، بر طرفداراش مبارک باشه. نه قرمز، نه آبی، فقط زرد!


پ.ن.3: آن جا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج

جمعه 15 اردیبهشت ماه سال 1391 @ 08:00 AM

باران رحمت

یه حدیث قدسی هستش که خیلی واسم جالب بوده و هست:


ای پسر عمران! هرگاه بنده ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می سپارم که گویی بنده ای جز او ندارم.


اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من.




پ.ن.1: از رمان روی ماه خداوند را ببوس خوندمش... خدواند خطاب به حضرت موسی (ع)


پ.ن.2: یه لیست برای خودم بستم برم برای مجلس رای بدم، لیست بستن نداشت که به همونایی رای میدم که دور قبل رای دادم!


پ.ن.3: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج


چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1391 @ 00:08 AM

دختران زنده به گور شده

داشتم متنی رو می خوندم که به می رسم به این قسمتش:

"آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور کرده اند؟ هیچ می دانستی؟! حتما نه ..."


می گردم و می خونم...

سال 59 است، عراق به هویزه می رسد، برای نمایش وحشی بودن دشمن یه چیز بس است... تجاوز و زنده به گور کردن وحشیانه زنان و دختران بزرگ و کوچک سوسنگرد...

اصلا به فکر دختران و پسران ایرانی هم بودن که قتل عام می شدن یا روز و شب، بمب و موشک روی خونه و سرشان منفجر می شد؟


یاد یادبودی می افتم که تو لبنان دیدمش... تو جنگ در سال 1996، زنان و کودکان لبنانی به پایگاه نیروهای انگلیسی سازمان ملل در قانا پناه می برن ... اما با موشک های اسرائیلی هم مردم غیر نظامی و هم نیروهای سازمان ملل به خاک و خون کشیده میشن!

فکر کنم تک کاری که برای این واقعه کردن همون یادبود بودش.



پ.ن.1: متنی که میخوندم آخرین دست نوشته ی شهید احدی، رتبه اول کنکور پزشکی سال 64 بودش.


پ.ن.2: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج


پنجشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1391 @ 11:43 PM

به چه گناهی می کشند؟

چند روزی بود لینکی رو توی اینترنت می دیدم درباره کشته شدن 600 هزار نفر توی یک شب در سدن آلمان توسط انگلیس و آمریکا .... امشب خوندمش ... حالم یه جوری شدش؟


نوشته بودش که 700000 بمب آتش‌زا روی توی یه شب روی سر ملت خالی کردن...



"زمانی که شهرها به کوره‌های آدم‌سوزی تبدیل می‌شوند در این حالت دمای سطح زمین به بالای 1600 درجه سانتی‌گراد می‌رسد."


چند وقت پیش داشتم برای یه پروژه درسی (انتخاب مواد فلزی) درباره تنگستن و کاربرداش جست و جو می کردم که رسیدم به یه سلاح.... جایی نوشته بودش که به جای تنگستن از "اورانیوم ضعیف شده" هم میشه استفاده کرد...

یکی از دوستانم چند روز پیش می گفت که تحقیق کرده، جایی خونده که توی جنگ عراق نیروهای انگلیسی حدودا 600 تا از اون سلاح رو شلیک کردن ... نتیجه چی شده؟ به غیر از مردم بدبخت عراق که قربانی شدن، خود نیروهای انگلیسی هم مریض شدن!!!


این دو موردم اضافه کنید به چند مورد پست قبلی:

زنده به گور کردن یه کودک کرد توسط گروهک مجاهدین

اون پزشکی که توی حمله ای به شهر مسلمون نشین، پوست کودک مسلمونی رو کند، برای این که بفهمه انسان بدون پوست چقدر زنده ست!!!

عرب جاهلی که دخترشو زنده به گور می کرد (و جدیدا هم زنده به گور می کنه)

و هزاران مورد شبیه این ها!


پ.ن.1: متن بمباران شهر سد رو از اینجا بخونیدش...


پ.ن.2: 1600 درجه سانتی گراد کمی بیشتر از دمای ذوب آهن هستش و بعضی از فلزات توی این دما تبخیر شدن!... یعنی این که شما توی شهر در حال سوختن هستید و مذاب و گاز فلزات مختلف دورتون رو گرفته! ... جهنم!


پ.ن.3: آنجا که نام مهدی نیست، قرار نه فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج


چهارشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1391 @ 10:35 AM

ما و در

"مادر" دو بخش است:

"ما" و "در"

و قصه یتیمی "ما" از کنار "در" شروع شد...



پ.ن.1: شهادت حضرت زهرا (س) بر همگان تسلیت باد.


پ.ن.2: یه وقتایی فکر می کنی که اونقد کارات مونده و به آخر خط نزدیک شدی که امکان داره هر آن بخوری به ته خط!!! اما یهو اتفاقی میفته و همه چیز درست میشه ... خدایا شکرت


پ.ن.3: عکس زنده به گور کردن یه کودک کرد رو توسط گروهک مجاهدین چند شب پیش دیدم، یاد اون پزشک افتادم که توی حمله ای به شهر مسلمون نشین، پوست کودک مسلمونی رو کند برای این که بفهمه انسان بدون پوست چقدر زنده ست!!! یاد عرب جاهلی که دخترشو زنده به گور می کرد و جدیدا هم زنده به گور می کنه ... معلوم نیست برای اینا قلبی هم ساخته شده؟


پ.ن.4: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج


پ.ن.5: در مورد قرآن ... (ادامه مطلب)

ادامه مطلب ...
جمعه 1 اردیبهشت ماه سال 1391 @ 6:45 PM

آدینه

تقصیر ماست غیبت طولانی شما

بغض گلوی گرفته پنهانی شما


بر شوره زار معصیتم گریه می کنی

جانم فدای گریه بارانی شما،


پرونده ام برای شما درد سر شده

وضع بدم دلیل پریشانی شما



پ.ن.1: امروز توی وبلاگی، صوتی که پخش می شد که دلمو برد و صورتمو پر اشک کرد، دعای معراج بودش... برای دانلود قسمتی از دعا کلیک کنید (حجم  463 کیلو بایت) ... دانلود کل دعا (حجم 8.18 مگا بایت، با صدای یکی دیگه)


پ.ن.2: دوست عزیزی درباره قرآن سوال پرسیده بودید ان شاء الله تا آخر هفته، توی همین پست جوابتونو میدم... (همین جا)


پ.ن.3: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج


چهارشنبه 30 فروردین ماه سال 1391 @ 2:57 PM

این روزها


دلی دارم که بهبودش نمی بود / نصیحت میکنم سودش نمی بود


به بادش میدهم نش می بره باد / برآتش می نهم دودش نمی بود



پ.ن.: شعر احتمالا از باباطاهر باشه! عکس رو هم از توی گوگل پیدا کردم نمی دونم از کیه!


پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج


پس از تحریر.1: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... با تشکر از مثنوی خیال که یادم انداختن ننوشتم این جمله رو.


پس از تحریر.2: جایی خوندم که این شعر از اشعار حافظ هستش و استاد شجریان اینو خوندن ولی مال حافظ نیستش... بعد هم این شعر رو جایی به لهجه لری نوشته بودش! حالا از هر کسی هست خیلی قشنگه!


چهارشنبه 23 فروردین ماه سال 1391 @ 10:18 PM

سید مهدی قوام و یخ فروش - حکایت جالبیه

سید مهدی قوام یه روز از مجلس روضه داشته برمیگشته خونش که یهو یه چیزی توجهش رو جلب میکنه. می شنوه که یه شخص داره های های داد میزنه و گریه میکنه.....


میره جلو تر و میبینه که تو میدون شهر هیچ کاسبی نمونده به جز یه یخ فروش که داره داد میزنه: که آهای مردم بیایید یخ های منو بخرین،این همه سرمایه ی منه، سرمایه ام داره آب میشه و از بین میره...

.

وقتی سید اون صحنه رو میبینه همه یخ های اون مرد رو میخره و خودش هم میشینه کنار دست اون مرد یخ فروش شروع میکنه به گریه کردن...


مرد یخ فروش میپرسه شما چرا گریه میکنی؟


سید میگه تو با این کارت چه درسی به من سید مهدی  دادی..... تو یخ هات داشت آب میشد این همه داد زدی گریه کردی.....

من چیکار کنم که عمرم آب شد....

تو گناه آب شد....


 

سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه 40 تهران ـ یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت...


پ.ن.1: از چند تا از مقاله های دوستان در کلوب


پ.ن.2: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج

سه شنبه 22 فروردین ماه سال 1391 @ 9:54 PM

یه جمله کوتاه

امروز بعد از ظهر که مشغول وبگردی بودم، یه جمله منو به خودش جلب کردش:


الله الله الله که دل کسی را نرنجانید!!!


این جمله رو از قول مرحوم آیت الله قاضی (ره) نوشته بودن. این جمله رو این جا میزارم اول برای خودم.



پ.ن.1: دل شکستن هنر نیست ...


پ.ن.2: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج



جمعه 18 فروردین ماه سال 1391 @ 00:02 AM

روزی رسون

بنده خدایی می گفت که یه روز به خودم گفتم که این که میگن روزی دست خداست یعنی چی؟

هر روز ناهارمونو که میریم رستوران اداره می خوریم،

چایمونو هم که آبدارچی میاره،

شام هم که میریم خونه می خوریم...

این روزی رسونی یعنی چی؟


میگفت: همون روز، یه ساعت مونده به ناهار، از طرف اداره فرستادنم یه ماموریت، یه دو ساعتی طول کشید رسیدم به جایی که باید می رفتم ...

اونجا طوری بود که ناهار نمی شد خوردش. کارم تا بعد از ظهر طول کشید و تو این مدت چای هم نخوردم. بعد از ظهر برگشتم طرف خونه ...

توی خونه، خانواده که نبودن، غذایی هم از ظهر نمونده بودش. یه تیکه نون پیدا شد واسه خوردن تو یخچال. تا شب که بقیه برگردن و غذا درست شه کلی طول کشید....


می گفت: فهمیدم چرا میگن روزی رسون خداست....



پ.ن.1: شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد.


پ.ن.2: آنجا که نام مهدی نیست قرار نه، فرار باید کرد ... اللهم عجل لولیک الفرج

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>