X
تبلیغات
دیجی چارتر
رایتل

مسافر شب مهتاب

وقتی بلاخره من فهرست درست کردم...

من کلا آدم سخت گیری هستم، هزار تا نرم افزار وجود داره که شما می تونید ازشون استفاده کنید و فهرست کتاب، سی دی ها، فیلم و ... درست کنید. ساده ترینش هم اکسل هستش، بعد هم می تونید برید سراغ اکسس. اما من از امکاناتشون یا از محیطشون خوشم نیومده، یا این که بعضی از نرم افزارها از زبان فارسی پشتیبانی نمی کنن و در آخر بعضی از نرم افزارها پولی هستن و باید خریدشون.

کتابخونه خونه ما هم در حال بزرگ شدنه و هر ماه کتاب های جدیدی بهش اضافه میشه. به نظر من، یه نرم افزار جامع برای فهرست برداری باید شبیه نرم افزار سیمرغ باشه که توی دانشگاه ها استفاده می شه. من خیلی از نرم افزارها رو امتحان کردم و امروز قصد دارم یکی از بهترین نرم افزارهایی رو که استفاده می کنم، معرفی می کنم.


بوکفا:

بوکفا یه نرم افزار رایگان  ایرانی برای فهرست برداری، فهرست اعضای کتابخونه و چاپ کارت عضویت هستش.

این نرم افزار در دو حالت کار می کنه، اول آنلاین و نصب بر روی سایت (بوکفا)، حالت دوم آفلاین روی رایانه شما.سیستم آنلاینش که برای کتابخونه های بزرگ هستش و سیستم آفلاینش رو می تونید برای کتابخونه خونه یا جایی مثل مدرسه استفاده کنید.



با این نرم افزار، کارم راحت تر شد. در بعضی از نرم افزارها باید حتما ISBN یا شابک کتاب رو وارد می کردید تا کتاب رو وارد فهرست کنید اما در این نرم افزار وارد کردن شابک اختیاری هست.

دانلود، راهنمای نصب آنلاین و آفلاین


پ.ن.1: فعلا دارم کتابخونه رو یه جوری می چینم که هر کتابی توی طبقه مخصوص به خودش باشه.

پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

رؤیایی در نیمه شب

-در راه نزدیک بود تخم مرغ های دست فروشی را لگد کنم.

ابوراجح گفت: "ذهن و دلت اینجا نیست. کجاست؟ نمی دانم. باید کاری کنی که نزد صاحبش برگردد."

-فروشنده ای که شاهد این صحنه بود، خنده اش گرفت. کنیزکی هم به من خندید. تا حالا این طور گیج نبوده ام.
-خدا به دادت برسد، فرزند، این چیزهایی که تو می گویی، نشانه آدم شوریده و عاشق است .... 


این چند خط، قسمتی از داستان عاشقانه مذهبی با عنوان "رؤیای نیمه شب" هستش که حکایت از دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب دارد ...


برای یک کتابخون مثل من تموم کردن یه کتاب 278 صفحه ای توی یک روز چیز عجیبی نیست، فقط می خواستم چند صفحه اول کتاب رو بخونم و بزارمش کنار اما نتونستم کتاب رو کنار بزارم.

فیلم تبلیغاتی این کتاب رو هم ببینید:




پ.ن.1: چند روز پیش برای خرید کالایی به یه کتاب فروشی حوالی میدون شهدا رفتم و از روی کنجکاوی کتابهاش رو هم نگاهی کرد. همینطور که چندین دور، دور کتابفروشی چرخیدم و کتاب ها رو ورق زدم، تصمیم گرفتم برم که ناگهان چشمم به کتاب "رویای نیمه شب" افتاد. کتاب رو خریدم تا در آینده بخونم اما در عرض یک روز تمومش کردم.

پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

زندگی به روایت بچه ها!!!

یه چند تا فیلم خارجی هستش که دوستشون دارم...


اولیش فیلم زندگی به روایت نینو (Life according to nino) ساخت هلند هستش ...  مادر خانواده فوت می کنه، پدر خانواده بعد از فوت مادر، بی خیال بقیه خانواده می شه، خونه به هم ریخته میشه، برادر بزرگتر هم که با دوست هاش شب ها، شهر رو به هم می ریزه. حالا این وسط پسر کوچک خانواده، نینو، همراه با خرگوشش باید کاری کنه که خانواده از هم نپاشه ... 

ببینید:



دومی هم سلطان تپه (King of the hill) ساخت آمریکا، یه فیلم براس واقعیات از پسری به نام آرون هستش که در دوارن رکود بزرگ آمریکا، با خانواده ش توی هتلی زندگی می کنه. به خاطر بی پولی، برادر کوچکترش به خونه عموش فرستاده میشه، مادرش بر اثر سل توی بیمارستان بستری میشه و پدرش هم برای کار به نقاط دور دست میره و خبری ازش نداره. چند روز دیگه بیشتر نمونده تا بانک از هتل بیرونش کنه و هیچ پولی هم برای غذا خوردن هم نداره ... 

شما باشید چی کار می کنید؟

از اینجا ببینیدش (1 ساعت و 21 دقیقه)



پ.ن.1: االهم عجل لولیک الفرج

از ایفل تا کراده

اینجا فرانسه بود، چند ماه قبل...وسط بازی و کنسرت، چند دیوانه، شهر را به خون کشیدند....

130 نفر کشته و 368 نفر مجروح



 چندساعت بعد از حوادث تروریستی فرانسه، جلوی سفارت فرانسه در تهران:


اینجا عراق، منطقه کراده بغداد، حمام خون شیعیان، چند روز پیش...
حدود 250 کشته و حدود 200 نفر مجروح

به جز گوگل که روبان مشکی زد، چرا کسی برای رنگ کردن خیابان ها با خون شیعیان، شمعی روشن نمی کند...


پ.ن.1: خون با خون فرقی می کنه که برای یکی اشک می ریزند و برای یکی به راحتی از کنارش می گذرند؟

پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

ژنرالی ایستاده در غبار

امروز برای دیدن فیلم "ایستاده در غبار" رفتم سینما شاهد، بلاخره باید یه جوری توی ماه رمضون، روزای بلند رو پر کرد... همه ش که نمیشه خوابید و منتظر موند!
اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد این بودش که قیمت سینما توی ماه مبارک رمضان خیلی کمتر از نصف بودش (سه هزار تومن)، با این که ماه رمضون توی تابستون، روزه داری سخته اما مث این که علاوه بر معنویت و خوندن قرآن، مزایای دیگه ای هم داره ...

ایستاده در غبار، فیلمی درباره فرمانده یزدی لشگر محمد رسول الله (ص) تهران است، از نوجوانی و مدرسه، کار در شیرینی فروشی پدر در میدان خراسان، سربازی، دستگیری، ملحق شدن به سپاه، فرماندهی در سپاه بانه و مریوان، آزادسازی خرمشهر و رفتن به سوریه و اسارت و انتظار مادر ...  فیلم خوبی بودش، بیشتر یک مستند داستانی واقع گرایانه که خیلی ها می تونن باهاش ارتباط برقرار کنن که البته قسمتی از داستان از زاویه دیگه در "آخرین روزهای زمستان" نشون داده شد.
چهره پردازی و گریم توی فیلم عالی بودش. بازیگرهای نقش حاج احمد،شهید  وزوایی، شهید بروجردی قیافه و حرکاتی مثل افراد اصلی داشتن. تصاویر و مردم دهه 50 و 60 هم جالب بودش و برای همین هستش که فیلم جایزه بهترین چهره پردازی رو از جشنواره فیلم فجر بردش... و این که بازیگر نقش حاج احمد طوری بازی کرده که با صدای حاج احمد هماهنگ شده که واقعا کار سختی هستش.

پ.ن.1: دعای ماه رمضان رو با تصویر حاج احمد متوسلیان و سه ایرانی دیگر اسیر فالانژها و اسرائیل رو از روی تابلویی توی خیابون کشاورز تهران به یاد دارم و  یاد گرفتم: اللهم فک کل اسیر ...
پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

ببینید: تیزر ایستاده در غبار

از چهارشنبه 19 خرداد ....


تایپ ده انگشتی!!!

نشسته بودم کنار یکی از همکارام، داشتیم با هم کاری انجام می دادیم می خواست یه چیو تایپ کنه، اینقدر طولش داد و دنبال حروف گشت که اعصابم خورد شدش، صفحه کلید رو ازش گرفتم، بقیه شو خودم تایپ کردم ...


پویانمایی زوتوپیا تازه منتشر شده، یک قسمت داره که خرگوش پلیس با روباه میرن اداره راهنمایی رانندگی برای پیدا کردن شماره پلاک ماشین، پیش خرس های تنبل... این فیلم زیر رو ببینید (شانس اوردم جاشون نیستم، مخصوصا وقتی می خواد بخنده!!!):



ترافیک، کسی که کار رو دیر انجام میده، کسی که کند تایپ می کنه و ... رو خدا قسمت هیچ کس نکنه که این چیزا وقت رو قورت میدن!!!

پ.ن.1: اللهم عجل لولیک الفرج

فیلم کوتاه ضد خش



کارگردان: امید رضا خیرخواه



ز کودکی خادم تبار محترمم ...

ببینید ...



پ.ن : اللهم عجل لولیک الفرج


خط جدید

24 اسفند شد، و دوباره رسیدم به روز تولدم. امسالم خدا رو شکر باز روز تولدم، نرسیده به چهارشنبه سوری هستش، هنوز که سر و صداهای ترقه های چینی شروع نشده ...

امسال عکس کیک نمیزارم، چون چند روز پیش دو تا از اقواممون توی تصادف کشته شدن و بچه هاشون رو تنها گذاشتن. خدا بیامرزدشون (فاتحه ای براشون بخونید)

به جای عکس کیک، عکس گلی که کاشتم رو می زارم.



امسال چیزای جدیدی یاد گرفتم، خیلی ها رو شناختم. با خیلی ها سعی کردم دوست باشم و بعضی وقت ها شد، بعضی وقت ها نشد و سرم کلاه رفت. (مطلب یاد دوست با شغلم و قرص های آب آور... رو بخونید) تجربه شد که به هر کسی اعتماد نکنم.

یاد گرفتم برای هر چیز الکی غم و غصه به خودم راه ندم. بعضی چیزها هستش که امروز غم هستند و فردا حسرت این که چرا به غم گذشت. (مطلب لحظات سخت رو بخونید). خیام قرن ها قبل سروده که:

ای دل چو زمانه می کند غمناکت / ناگه برود ز تن روان پاکت 

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند / زان پیش که سبزه بردمد از خاکت


پارسال نوشتم که می خوام بعضی کارها رو بکنم (خط جدید زندگی م)، بعضی هاش شد، بعضی هاش نشد. امسال هم لیستی دارم از کارهایی که باید تا آخر سال دیگه تمومشون کنم.


پ.ن.1: خدا رو شکر امسال هم با کلی بالا و پایین گذشت....


پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج


1 2 3 4 5 ... 61 >>