یادداشت قبلی رو با این عکس زیر (از سایت وبگردی 20:30) از صفحه حسن شمشادی خبرنگار صدا و سیما توی سوریه تکمیل میکنم....

اللهم عجل لولیک الفرج
پیامک اومده که حرم حضرت رقیه (س) در محاصره ی ارتش آزاد سوریه هستش...
توی اینترنت گشتم ببینم تایید شده یا نه! چون چند ماه قبل هم از این اس ام اسا اومده بود. مشرق این مساله رو توی این لینک رد کرده. دلایل درست به نظر میرسه چون:
اول این که تا جایی که یادم میاد، بر عکس حرم حضرت زینب (س) که در حومه شهر دمشق هستش، حرم حضرت رقیه (س) حدودا وسطای شهر دمشق و نزدیک به بازار دمشق، مسجد اموی و قبر صلاح الدین ایوبی هستش که یعنی اگه اینقدر ارتش آزاد پیشروی کرده باشه، سوریه سقوط کرده!
دوم این که خوشبختانه روی نقشههایی که سایتهای مختلف نشون میدن، مخالفان در مناطقی دور از دمشق هستند. (خبر سایت راه دانشجو)
و سوم این که تا الان هیچ سایت معتبری خبری مبنی بر محاصره حرم رقیه (س) ارسال نکرده.
به هر حال باید دعا و نذر کرد که کسانی که درکی از انسانیت ندارن، پاشون هم به دمشق نرسه، چه برسه به محاصره حرم حضرت رقیه (س) و حرم حضرت زینب (س).

سایتا نوشتن که:
شیخ "عبدالعزیز آلالشیخ" در فتوایی که میتواند سرنوشت تحولات سوریه را تغییر دهد، اعلام کرد: «خروج بر والی (حاکم)، حرام و خطرناک است و ضرری عظیم برای امت اسلامی در پی خواهدداشت.»
حالا باید دید این خروج بر حاکم رو برای چه افرادی استفاده میکنن. شیعیان بحرین و عربستان باید ساکت و سرکوب شن یا چچنی ها و قطری ها و... از سوریه باید برن بیرون و برگردن سر خونههاشون!؟ و اگه حرفی هست خود سوریها بزنن.
من که منتظرم!
اللهم عجل لولیک الفرج
بچه که بودم دکه روزنامه فروشی خیابونمون، برای من روزنامه فروشی نبود ...
سه شنبهها دکه برای من کیهان بچهها فروشی و گل آقا فروشی بودش (گل آقا یه روز دیگه چاپ میشد) که هفتهای یه بار باید با پدر یا مادرم بهش سر میزدم و این دو تا مجله رو برام میخریدن و حتما هم یه روزه میخوندمشون.

نمی دونم تا کی خریدن این مجلهها ادامه داشت، ولی یادم میاد چند بار مجبور شدیم به خاطر کمبود جا، یه گونی پر مجله پر کنیم و بزاریم سر کوچه!!! (حالا روزنامهها و مجلهها رو میدم دکه بازیافت محل)
بزرگ که شدم فهمیدم مدیرمسئول و سردبیر این دو مجله کیا هستن، وقتی رفتم دانشگاه فهمیدم مجله و نشریه چاپ کردن چه دردسری داره!
حالا سالهاست که نه گل آقا چاپ میشه نه من دیگه کیهان بچهها میخرم... اما امشب اومدم اخبار رو چک کنم، چشمم افتاد به این خبر:
امیرحسین فردی دار فانی را وداع گفت

حالم با این خبر گرفته شد.
خدا امیرحسین فردی و کیومرث صابری فومنی رو بیامرزه که حداقل باعث شدن من امروز هنوزم برم سراغ خوندن نشریات و نوشتن...
پیام رهبری رو نتونستم فقط بهش لینک بدم:
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت تأسفبار هنرمند و نویسنده متعهّد و مجاهد آقای امیرحسین فردی رحمةالله علیه را به همه اصحاب ادبیات و هنر انقلاب و به خانواده و بازماندگان و یاران همراه ایشان تسلیت عرض میکنم.
این هنرمند مؤمن و سختکوش از پیشکسوتان عرصه فعالیتهای ادبی دوران انقلاب و از بنیانگذاران هستههای جوانان هنرمند انقلابی و در شمار برجستگانی بود که نهال پرطراوت هنر انقلاب را در برابر دشمنان عنود و همراهان سستعنصر، با انگیزه و ایمان راسخ خویش پاسداری کردند و به شکوفایی و باروری امروز رساندند. رحمت خدا بر او و بر تلاش صادقانهاش.
سیدعلی خامنهای
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲
پ.ن.1: اللهم عجل لولیک الفرج
سیاسیون چطور احساس تکلیف می کنن نمی دونم!
فقط همینو می دونم روز اولی که عکس کسایی که می خوان بشن رئیس جمهور رو تو افسران جنگ نرم دیدم، سه چهار تا بیشتر نبودن. الان شدن 30 تا!
امروز چند تا سایت رو میدیدم، چند جایی مردم هم احساس تکلیف کرده بودن!
پ.ن.1: اینو هم بخونید مرتبطه!
پ.ن.2: این هم طنز دکتر سلام، قسمت اول... در مورد کاندیداهای انتخاباتی. دانلود کنید
پ.ن.3: جان باختن هموطنانم رو در زلزله بوشهر و زلزله امروز سراوان تسلیت میگویم.
پ.ن.4: اللهم عجل لولیک الفرج
دل غریب من از گردش زمانه گرفت
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلو گیر من کنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت
کنار پنجرهها دیدگان پر اشکم
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
نشان شعله و درد و نوای زهرا را
توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت
مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
عدو امید دلش را به تازیانه گرفت
چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم
علی مراسم تدفین او شبانه گرفت
فراق فاطمه را بوتراب باور کرد
شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت
از سید فضل الله قدسی
پ.ن.1: همچنین بشنوید: آخرین روضه آیت الله تهرانی
اظهار نظر درباره چیزی که فقط شنیدی و خوندی سخته...
سخت تر از اون اینه که به گوینده یا نویسنده خبر هم اعتماد نداشته باشی...
بدتر از همه اینه که راهی برای تحقیق هم نداشته باشی تا نتونی حق رو از باطل تشخیص بدی.
حوادثی در گذشته رخ داده که معلوم نبود حق با کی هستش، شواهد و شاهدان نیستن و کسی یادش نمیاد فلان روز چی گفته!
می خوان بعد از سال ها موضع گیری کنم. مث این که خورشیدای پشت ابر زیادن! فتنه ها کسی رو می خواد که ابرا رو پس بزنه تا مشخص شه چه خبر بوده.
پ.ن.1: می خواستم بارها در این مورد چیزی بنویسم اما بهتر دیدم که این بار سر بسته بماند...
پ.ن.2: ایام فاطمیه و سالروز شهادت سرور شهیدان اهل قلم آوینی تسلیت باد.
پ.ن.3: اللهم عجل لولیک الفرج
بارها داستان همسفر شدن حضرت موسی(ع) با حضرت خضر(ع) رو شنیدم یا خوندم....
آخر ماجرا که خضر دلایل کارهاش رو میگه،درباره دیوار خرابه ای رو تعمیر کرده بودن میگه که اون خونه مال دو کودک هستش که پدر نیکوکاری داشتن. زیر اون دیوار خرابه گنجی برای اون دو تا بچه هستش که در بزرگی پیداش میکنن.
حاج آقایی میگفت که اون فرد پدر اون ها نبوده، بلکه در روایات اومده که فرد نیکوکار جد اون ها بوده اما قول قویتری هستش که جد هفتادم اون دو کودک فردی نیکوکار بوده.
این بمونه!
از یکی از اقوام شنیدم که می گفت به فردی دیوانه تهمت دزدی زدند اما با این که معلوم بود دزد نبوده صورتشو سیاه کردن، رو الاغ سوار کردنش و بین مردم چرخوندنش. سال ها بعد دیدم که خونه فردی که ازش دزدیده شده بود، توسط پسر خواهر اون فرد بیگناه خریداری شده و پسر اون فرد صاحب و مال و مکنت زیادی شد اما شاکی تار و مار شد!
میگن دنیا حساب و کتاب داره، دروغ نمیگن ...
اللهم عجل لولیک الفرج
این غصه کدام درد عالم است
یاد سیلی و کوچه و داغ حیدر است
گرچه مظلومی مولا معتبر است
این سند ثبت و امضا با میخ در است

سر خوش آن عیدی که آن بانی نور
از کنار کعبه بنماید ظهور
قلب ها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانگ انا المهدی زند
عیدتون مبارک.
یا زهرا(س)