روزنوشت های مسافر شب مهتاب

روزنوشت های مسافر شب مهتاب

به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
روزنوشت های مسافر شب مهتاب

روزنوشت های مسافر شب مهتاب

به آسمان که رسیدند گفتند: زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!

تذکر

امسال در یکی از جلسات هیاتی که میرم، از سخنرانی شنیدم که می گفت قبل انقلاب، با یکی از دوستانم بودم که دوستی در حوزه علمیه قم به ما رسید و گفت آیت الله حکیم فوت کردن. دوستی که با من بود گفت: همون بهتر که مرد، شنیدم که آدم خوبی نبود. گفتم بهش که نگو. گفت نه درسته.

سخنران می گفت این رفیق ما به سال نگذشته وسایلشو جمع کرد رفت از حوزه و چند سال بعدش هم دوستان دیده بودن که سر چهارراه گدایی می کنه.


سخنران آخرش این طوری گفت که به علما و بزرگترا توهین نکنید که زندگی بهتون پشت می کنه.


پ.ن.1: یه تذکر بودش، برای خودم و کسایی که بدون تحقیق حرف می زنن ... همین

پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

فریادها و حلقوم ها

It is possible to cut off the pharynxes.  But it’s not possible to cut off the Call Invitation. And how beautiful The Call Invitation is heard from the pharynx clippings


یمکن قطع الحنجرة ولکن من غیر الممکن أن یقطع نداء الدعوة. وما أجمل الصوت الدعوه أن یسمع من الحنجرة مقطع.


 حلقوم ها را می توان برید ولی فریادها را نمی توان برید و چه زیباست فریادی که از حلقوم بریده شنیده می شود.



پ.ن.1: عکس بالا، با فتوشاپ درست نشده! ... از یه عکس که گرفته بودیمش، جداش کردم!!! متن رو هم یه بنده خدا بهم ایمیل کرده بود.



پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

یادش به خیر

دو سال پیش که به سوریه رفته بودم، حرم حضرت رقیه (س) اونقدر شلوغ بودش که به سختی جایی برای نشستن پیدا کردم. تابستون بودش و آخرای ماه شعبان، پس اوج شلوغی هم نبودش.


حرم حضرت رقیه (س)


امروز گزارش خبری رو دیدم که نشون می داد حرم حضرت رقیه (س) خالی هستش و به جز چند زائر، کسی توی حرم نیستش. اونم وقتی که سالروز شهادتش هستش...



پ.ن.1: حرم در اصل خانه خرابه ای کنار کاخ یزید بود، چه شد که کاخ بی ارزش و خانه خرابه پر ارزش شد؟ سالروز شهادت سه ساله امام حسین (ع) تسلیت باد.


پ.ن.2: عکس رو یکی از رفقا گرفتش. به خاطر نداشتن شارژ و بعضی مشکلات نتونستم برای گرفتن عکس از مسجد اموی، قبر صلاح الدین ایوبی و حرم حضرت رقیه (س) دوربین ببرم.


پ.ن.3: اللهم عجل لولیک الفرج


برای خودم

میگه هر جا باشی، مرگ میاد سراغت ... خدا میگه:


((اَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِکُکُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ))


(هر کجا باشید مرگ شما را می‏ گیرد اگر چه در برجهای محکم باشید)


پس الکی دنبال سوراخ موش نباش! این ساعات مونده رو خوش باش و فکر نیستی نکن...



وقـت  سحر است  خیز ای  مایـه  ناز

نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز

کانها    کـه   بجـایند    نــپایند   کسی

و  آن ها  که  شدند   کس  نمیآید   باز



پ.ن.1: قسمتی از آیه 78 سوره نساء، ترجمه اش از آیت الله مکارم و شعر هم از خیام هستش.


پ.ن.2: ولادت امام باقر (ع)  مبارک باد.


پ.ن.3: اللهم عجل لولیک الفرج


این روزها

1- این روزا اینقدرا سرم شلوغ شده که وقت نمی کنم بعضی از کارها رو انجام بدم!

امروز صبح یکی از دوستام پیام داده که:

دنیا چند روز دیگه تموم میشه، تموم بشه یا نشه! تو نباید یه خبری از دوستات بگیری؟

این تموم شدن دنیا هم عجیب اوقات فراغت منو پر کرده ها! پیشنهاد می دم هر سال شب اول دی بشه شب پایان دنیا تا به یه بهانه ای با دوستام حرف بزنم!!!



2- چند روز پیش که فیلم و تصویر دخترایی که تو مدرسه سوخته بودن رو دیدم، حالم خیلی گرفته شد...



3- اللهم عجل لولیک الفرج

امان

امان از دست سازمان سنجش، امان!!! سازمان سنجش معدن کارای عجیب غریب هستش ...


امشب دو تا دوستام ازم خواستن که براشون تو آزمون دکتری ثبت نام کنم،

اول)سایت برای پرداخت هزینه آزمون با هزار بدبختی بالا اومد و میاد!

دوم) همه خبر دارن دیگه، سازمان سنجش، شماره تلفن یه شرکت موکت رو داده به جای شماره خودش!

سوم) یکی از دوستام دانشگاه آزاد درس خونده بود و کد محل تحصیلش توی دفترچه نبود. سازمان سنجش لطف کرده بود برای پیدا کردن کد محل تحصیل، یه لینک توی قسمت ثبت نام گذاشته بود. اما لینک به جای این که بره توی صفحه جست و جوی کد محل تحصیل می رفت توی کد رشته های کارشناسی. هر کی هم دقت نکنه سرگردون میشه!


پ.ن.1: سازمان سنجش کارهای مهم دیگه ای هم قبلا انجام داده که هر چند وقت یه بار، باعث میشه با دوستان اوقات خوشی رو سپری کنم!!!


پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

یک نصیحت

مشهد که بودم چند باری پای صحبت های حاج آقا مافی نژاد نشسته بودم، یک بار که درباره پدر و مادر صحبت می کرد، گفت مادر بزرگی داشته که بهش گفته که تا دست های من گرم هستن ببوسشون که وقتی سرد شدن فایده ای نداره.

حاج آقا گفت ببوسید دست پدر و مادرتون رو تا وقتی گرم هستن که وقتی سرد شدن، فایده ای نداره.


شنیدم و گوش کردم و وقتی برگشتم تهران، دست مادربزرگم رو بوسیدم قبل از این که واقعا دیر بشه.



مادربزرگم، چند روز پیش فوت کردش، به همین خاطر چند روزی نبودم........



پ.ن.1: ببوسید دست پدر و مادرتون و کسایی که بزرگتون کردن، قبل از این که دیر بشه.


پ.ن.2: هر کس خواست فاتحه ای هم بخواند.


پ.ن.3: اللهم عجل لولیک الفرج

عوام و خواص

عید غدیر مبارک باد ...


غدیر کربلای عوام بود و کربلا غدیر خواص

در غدیر با آن که بیعت گرفته شد جفا شد ولی

در کربلا با آن که بیعت برداشته شد وفا شد




متن رو که نمی دونم، از کی هستش! اما عکس از راسخونه...

اللهم عجل لولیک الفرج

دارو و شیر خشک

چند ماه پیش خبر دار شدیم که خانواده ای هستش که کودک چند ماهه شون، دچار بیماری خاصی شده و دکتر یه نوع دارو و شیر خشک خاص که تو آمریکا تولید می شه رو تجویز کرده.

دارو و شیر خشکی که دکتر تجویز کرده بود، نمونه دیگه ای نداشتش و جز اجناس و کالاهای تحریمی بودش که نباید به ایران بیاد. چند تایی دارو ساز گشتن اما نبودش.

دارو پیدا نشد و کودک هم بر اثر بیماری تموم کرد....


توی خبرا (چند روز پیش) اومده بود که کشورهای تحریم کننده های ایران گفتن که ما داروها رو تحریم نکردیم ... مسئولان وزارت بهداشت که گفتن این دروغه و چندین خبر منتشر شد که اصلا سازندگان دارو آمریکایی به ایران دارو نمی فروشن.


پ.ن.1: دروغ شاخ و دم نداره که!


پ.ن.2: اللهم عجل لولیک الفرج

یه خاطره از گذشته!

مدرسه که بودیم یه سال ناظم مدرسه قانون جدیدی گذاشت...

قرار شد زنگ تفریح که تموم شد، یه زنگ زده شه و مث بازی مجسمانه (یادم نمیاد اسمش همین بود یا نه!) همه هر جوری هستن وایسن تا زنگ دم هم زده شه و ملت آزاد شن که برن سر صف وایسن!

یعنی اگه داشتی والیبال بازی می کردی و توپ داشت میومد تو زمینت و می تونستی دفعش کنی، همون وقتم زنگ زده می شد، دیگه کاری نمی تونستی بکنی!

تو همون سال اتفاقای جالبی افتاد، مثلا یه بنده خدایی دست کرد تو جیب جلوی یه نفر دیگه، همون وقت هم زنگ خورد... مچ طرف گرفته شد، گرچه همه می دونستن که طرف از رو شوخی این کار رو کرده!

یا بنده خدایی می دوید که زنگ خورد، طرف هم میخکوب شد!!!


بهش فکر می کنم یاد سریال ساعت برنارد میفتم که هر وقت می خواست می تونست زمان رو نگه داره و یکی رو نجات بده یا بره تقلب کنه!!!


اگه همچین چیزی بود که زمان رو نگه داره و دست آدمای دیوونه جنگ هم نمی افتاد، احتمالا جنگی هم الکی رخ نمی داد!!!


پ.ن.1: اللهم عجل لولیک الفرج